نگاشته شده توسط: یک رائلی | 12 اکتبر, 2010

رائل و اسرائیل

رائل رهبر جنبش رائليان، درجه ي راهنماي افتخاري را به يوآو شامير، مستند ساز اسرائيلي اعطا كرد. فيلم اخير شامير با عنوان «بدنامي» چگونگي نسل كشي يهوديان و اينكه چگونه يهوديان از مسئله ي هولوكاست براي مقاصد سياسي استفاده مي كنند را به تصوير مي كشد. رائل بارها نحوه ي برخورد اسرائيل با كشور فلسطين را محكوم كرده است. روشي را كه آنها با همسايگان فلسطيني خود برخورد مي كنند دقيقا چيزي است كه نازي ها در كمتر از يك قرن پيش انجام دادند.
رائل در يكي از پيامهاي اخيرش عنوان كرد: «شما دولتي ساخته ايد كه در آن نژاد پرستي و تبعيض نژادي حاكم است، شمايي كه خودتان براي قرن ها از اين مسئله رنج برده ايد و بهتر از هر كس مي دانيد كه چقدر اين مسئله غير قابل تحمل و مطرود است. قرن ها رنج و آوارگي و در نهايت فداكاري هاي يوشع، هم دردي همه ي مردم را براي شما به ارمغان آورد. مردمي كه آماده بودند به شما كمك كنند تا همانطور كه گفته شده بود در سرزمين موعود امنيت را بدست آوريد. همه ي مردم جهان از شما حمايت مي كردند اگر شما دولتي چند نژادي و چند فرهنگي در فلسطين مي ساختيد كه مي توانست براي همه ي جهان الگو باشد. در عوض شما از خشونت براي تحميل دولتي نژاد پرست و خشن استفاده كرديد كه حيات و حقوق همه ي غير يهودي ها را به زير پا مي گذارد و چيزي جز يك سرطان براي بشريت نيست. دولتي كه به عنوان ملت برگزيده قرار بود به سمت عشق، عدم خشونت، تحمل ديگران و آگاهي پيش برود».
فيلم «بدنامي» دقيقا نشان مي دهد كه چگونه در اين احساس همدردي از طرف جهانيان هر روز تقلب مي شود تا جلوي مواجهه ي اسرائيل با قوانين بين المللي را بگيرد. قوانيني كه بايستي اعمال شوند.
رائل افزود: «تنها آن دسته از يهودياني كه از زمان هاي گذشته تا كنون از داخل و يا خارج اسرائيل با اين نژادپرستي صهيونيستي و عليه ايجاد دولت فعلي اسرائيل مبارزه كرده اند، امتياز يهودي بودن را حفظ خواهند كرد. مي توان گفت شايسته ي اين خواهند بود كه بخشي از ملت برگزيده باشند».
يوآو شامير مطمئنا يكي از آنهاست و هشتاد هزار نفر اعضاي جنبش رائليان از داشتن يك راهنماي افتخاري خوشحال هستند. شخصي غير رائلي كه فعاليتهاي او در انطباق كامل با اهداف جنبش رائليان در هدايت بشريت به سمت صلح و دنيايي عاري از خشونت قرار دارد. آخرين شهروند اسرائيلي كه نامزد درجه ي راهنماي افتخاري شد گيدون لوي روزنامه نگار و سردبير روزنامه ي ها آرتص بود. يك منتقد عالي از سياست هاي دولت اسرائيل در اشغال سرزمين هاي فلسطين.

نگاشته شده توسط: یک رائلی | 5 اکتبر, 2010

اطلاعیه مطبوعاتی جنبش بین المللی رائلیان

تیم برنرز-لی ابداع کننده شبکه جهانی اینترنت ٬ توسط جنبش جهانی راﺌلیان به عنوان راهنمای افتخاری برگزیده شد
لاس وگاس 23 سپتامبر 2010- راﺌل رهبر جنبش جهانی راﺌلیان ٬ تیم برنرز-لی را به خاطر خدماتش در مقابل بشریت به دریافت درجه افتخاری راهنمای راﺌلیان نایل کرد. آقای برنرز-لی در کنفرانس نوکیا اظهار کرده بود که همه اشخاص باید بتوانند به چیزی که او ابداع کرده است – اینترنت- دسترسی داشته باشند.
از بدو ایجاد شبکه جهانی اینترنت ٬ راﺌل دیدگاه خودش را در مورد اینترنت آزاد برای عموم مردم اعلام کرده بود. به علاوه اینکه به نظر راﺌل این امر بایستی یکی از بخش های بنیادی حقوق بشردر جهان باشد. با تصدیق این امر که هنوز هشتاد درصد از مردم جهان با اینترنت دسترسی ندارند ٬ برنرز-لی گفت که این شبکه می تواند ابزاری باشد که به مردم امکان دسترسی به هرگونه اطلاعات و از جمله خدماتی حیاتی مانند بهداشت را می دهد. وی اعلام کرد در این مورد که این دسترسی آزاد باید یکی از موارد حقوق بشر جهانی باشد با راﺌل موافق است.
دو سال قبل و زمانی که تنش ها بین ایران و ایالات متحده بالا گرفته بود یکی از فعالین صلح در آمریکا یک خط اینترنتی مستقیم با ایرانی ها برقرار کرد. هدف این بود که نشان داده شود چطور ارتباطات اینترنتی می تواند به عنوان ابزاری فوق العاده در مورد ایجاد صلح به کار رود. راﺌل این ابتکار را تحسین کرد و گفت اگر شهروندان بیشتری از کشورهایی که دچار تنش هستند این کار را انجام دهند آنگاه امکان وقوع جنگ و درگیری کاملا از بین خواهد رفت.
برژیت بوسه لیر راهنمای راﺌلی با بیان این مطلب که » مردم این کشورها به جای اینکه به حرفهای سیاستمدارانی گوش کنند که نا امیدانه توسط سیاست کور شده اند و منافع شخصی خودشان را دارند ٬ اکنون با مردم دیگر کشورها صحبت می کنند.» اضافه نمود که » این ایرانی واقعی بود که با آمریکای واقعی صحبت کرد. به واسطه پل های اینترنتی که بین ملت ها ایجاد شد و ملت های واقعی می توانند با یکدیگر صحبت کنند.»
به عقیده بوسه لیر: » نباید تعجب کنیم اگر سیاست مداران و رهبران مذهبی بخواهند اینترنت را سانسور کنند یا اینکه راه تماس با آن را مشکل کنند. آنها می دانند که اگر ما با یکدیگر تماس داشته باشیم آنها دیگر شغلی نخواهند داشت.»
یک تحقیق در اوایل سال جاری بر روی 27000 نفر از 26 کشور مختلف انجام شد. حدود 80 درصد از این افراد گفتند که دسترسی به اینترنت یکی از موارد حقوق بشر است. کشورهایی مثل فنلاند و استونی چنین دسترسی را برای مردم شان فراهم کرده اند و این از حقوق انسانی شهروندان آنها محسوب می شود. سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل نیز برای دسترسی همه مردم جهان به شبکه اینترنت تلاش می کنند.
به نظر بوسه لیر: » دستیابی به چنین شبکه جهانی ما را یک قدم به ایجاد دولت واحد جهانی نزدیک تر می کند. دولتی که به صورت مستقیم توسط مردم انتخاب می شود و به صورتی که راﺌل پیش بینی کرده است اعلامیه جهانی حقوق بشر را به عنوان قانون اساسی خواهد داشت.»

برای مصاحبه با ژاس بلوتیربا این ایمیل آدرس تماس بگیرید

joce@rael.org

نگاشته شده توسط: یک رائلی | 14 سپتامبر, 2010

قرآن كلام خدايان

سوره ي دخان – آيه ي 3:

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ

همانا فرود آورديمش در شبي خجسته كه ما بوديم هشداردهنده.

سوره ي قدر – آيه ي 1:

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ

همانا فرود آورديمش در شب قدر.

سوره ي يوسف – آيه ي 2:

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

همانا فرود آورديمش قرآني عربي شايد شما بينديشيد.

سوره ي انبيا – آيه ي 10:

لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

در حقيقت فرود آورديم بسويتان كتابي كه در آن ياد شماست آيا پس نمي انديشيد.

سوره ي اسرا – آيه ي 106:

وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا

و قرآن پس بخش بخشش كرديم براي اينكه بخواني بر مردم به آرامي و فرود آورديمش فرود آوردني.

نگاشته شده توسط: یک رائلی | 23 اوت, 2010

موسی و مشاهده ی سفینه ی فضایی الله

سوره ی طه :

وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ﴿9﴾ إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ﴿10﴾ فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي يَا مُوسَى ﴿11﴾ إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿12﴾ وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى ﴿13﴾

و آیا رسیده است به تو داستان موسی ﴿9﴾ هنگامیکه دید آتشی، پس گفت به خاندانش: مکث کنید! که من یافتم آتشی را شاید بیارم شما را از آن شعله ای، یا بیابم بر آتش راهنمایی ﴿10﴾ پس هنگامیکه بیامد نزدش، خوانده شد ای موسی ﴿11﴾ این منم، پروردگارت. پس در بیاور پای افزارت را که تو به وادی مقدس طوا هستی ﴿12﴾ و من برگزیدمت، پس گوش کن به آنچه وحی می شود ﴿13﴾

نگاشته شده توسط: یک رائلی | 22 اوت, 2010

الله و سفينه ي فضايي اش

سوره ي نور – آيه ي 35 :

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

الله نور آسمانها و زمين است. مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در حبابی است که آن حباب همچون ستاره ای درخشان است كه افروخته می شود از درخت‏ خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى. نزديك است كه روغنش روشنی بخشد هر چند بدان آتشى نرسيده باشد. روشنى بر روى روشنى است‏. هدایت میکند الله با نور خويش هر که را میخواهد و می زند الله مثلهایی را براى مردم و الله به هر چيزى داناست.

نگاشته شده توسط: یک رائلی | 21 اوت, 2010

ملاقات پيامبر اسلام با فرازمينيان

روزی یکی از دوستان محمد از وی می‌خواهد شرح حال معروفش را از دوران کودکی نقل کند. او رویداد یادشده را بدین شرح بازگو می‌کند:
«يك روز که من و برادر ناتنی‌ام از شتران و گوسفندان در بیابان مراقبت می‌کردیم دو مرد سفیدپوش که لگنی طلایی پر از برف داشتند به سوی من آمدند. آنها بدنم را باز کردند، قلبم را از بدنم خارج کردند، آن را چاک زدند و لخته خون سیاهی را از آن خارج کردند و آن را دور انداختند. سپس قلب و بدنم را با برف بطور کامل شستشو دادند. سپس یکی به آن دیگری گفت «او را در برابر ۱۰ نفر از افراد قبیله‌اش بسنج». او این کار را انجام داد و گفت وزن من از آنها سنگین‌تر بوده‌است. اکنون اولی گفت: «او را در برابر یکصد نفر از افراد آن قبیله بسنج» و من از آن‌ها هم بیشتر بودم. بعد گفت: «اکنون او را در برابر یکهزار نفر از افراد قبیله‌اش وزن کن». و چون من باز هم بیشتر بودم گفت: «کافی است او را رها کن. چرا که اگر او را در برابر تمام افراد قبیله وزن کنی باز او سنگین‌تر است».
در تاریخ طبری چنین نقل می‌شود که وقتی از محمد سوال می‌شود که کِی برای اولین بار یقین پیدا می‌کند که پیامبر الهی شده‌است ،وی همین داستان فوق را با کمی تفاوت بیان می‌کند. همچنین وقتی محمد ماجرای سفر به معراج را برای اطرافیان تعریف می‌کند مجدداً از ششتشوی قلبش به همان کیفیت توسط جبرئیل حرف می‌زند.

منبع : ويكي پديا

نگاشته شده توسط: یک رائلی | 21 اوت, 2010

رائليان و سوره ي اخلاص

به نام الله بخشنده ي بخشايشگر
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ – بگو او: الله، يگانه است.
اللَّهُ الصَّمَدُ – الله صمد است.
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ – نزاده و زاييده نشده
وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ – و نباشد براي او همتا هيچكس

ديدگاه يك رائلي:
الله یگانه است و هیچ کسی از نظر قدرت و دانش مثل او نیست. الله بی نظیر و بی مانند است.
صمد در اصل لغت به معنی شخص بزرگی است که همه ی نیازمندان به سوی او می روند و از هر نظر پر و کامل است. صمد به این معنا نیست که الله هیچ ميلي و هيچ نیازی به هیچ چیز ندارد. الله همانند یک انسان خشمگین می شود، شاد می شود، دوست می دارد، مکر می کند، تنبیه می کند، پاداش می دهد. الله به فرشتگاني نياز دارد كه امور را سامان دهند. برای ثبت اعمال انسانها نیاز به الواحی دارد. برای هدایت انسانها نیاز به برانگیختن پیامبران دارد. تا نیازی وجود نداشته باشد فعلي صورت نمی گیرد.
الله توسط انسانهای دیگری خلق شده است و خلق شدن به معنی زاییده شدن نمی باشد. اگر اینگونه باشد پس ما از او زاییده شده ایم و فرزندان اوییم در حالی که الله می گوید کسی را نزاییده الله ما را خلق کرده است همانطور که خودش خلق شده است.

رائل در بیانیه ای که امروز منتشر شد اعلام کرد که بشقاب پرنده ای که در فرودگاه هانگژو، مقامات را وادار به بستن آن کرد، فقط شروعی از یک موج عظیم رویت بشقاب پرنده در سراسر چین می باشد که از این پس ظاهر خواهند شد؛ این بشقاب پرنده ها سفینه هایی هستند که توسط الوهیم مورد استفاده قرار می گیرند. الوهیم، خالقین ما از فضا در همه سنت های باستانی چینی شرح داده شده اند و مدت ها قبل از چینی ها فرزندانی داشته اند. به همین دلیل است كه چینی ها خود را فرزندان آسمان می نامند. رائل افزود که الوهیم خواستار داشتن سفارتی برای خوش آمد گویی رسمی ورودشان به زمین هستند و می خواهند این سفارت در چین بنا شود؛ چین مهم ترین کشور روی زمین است ، نه به خاطرداشتن بیشترین رقم جمعیت بلکه به این خاطر که فرهنگ و تمدن آنها همیشه به لحاظ علمی و معنوی پیشرفته بوده است. مي توان گفت چين به شکر این فرهنگ ، کاملا از آسیب ادیان بدوی مانند مسیحیت و از سوی دیگر تک خدایی و باورهای خرافی مصون مانده است. در عوض، چین توانسته جامعه ای پیشرفته به لحاظ علمی و فلسفی به دور از جرائم منتج از مسیحیت به ویژه کلیسای کاتولیک، بپروراند؛ به خصوص به شکر نفوذ لائوتزه و کنفوسیوس ، دو نفر از بزرگترین اندیشمندان تاریخ بشریت.

رهبر رائیلیان در ادامه به شرح این مقوله پرداخت که چین دارای دولتی است که «به لحاظ سیاسی محدودترین» است.اين به شکلی در پیامهای داده شده به رائل توسط الوهیم توصیه شده است، به ویژه سیاست تک فرزندی چین برای کنترل افزایش جمعیت. وی افزود: «کمونیسم هنگامی که هوشمندانه به کار رود ، بهترین راه برای رسیدن به یک جامعه متوازن می باشد.»

منبع:
http://raelnews.org/news.php
ترجمه: «نگار عزيزمرادي» رهبر رائليان ايراني

نگاشته شده توسط: یک رائلی | 3 اوت, 2010

سخن بگو بوداي من!(سخنان ناب از اوشو)

شنیده‌ام كه ملانصرالدین را به سمت قاضی دادگاه انتخاب كرده بودند. در رسیدگی به اولین پرونده، او سخنان یكی از طرفین دعوا را شنید و گفت: «كافی است، اكنون رای محكمه را بشنوید!»
منشی دادگاه پاك گیج شده بود، چون هنوز سخنان طرف دیگر دعوا را نشنیده بود. او خم شد و یواشكی دم گوش ملانصرالدین گفت: «چه كار می‌كنید قربان؟ قضاوت؟ شما كه هنوز صحبت‌های طرف مقابل را نشنیده‌اید!»
ملانصرالدین گفت: منظورت چیه، طرف مقابل؟ می‌خواهی گیج شوم؟ الان همه چیز روشن است! و اگر صحبت‌های طرف دیگر دعوا را بشنوم، «همه چیز را با هم قاطی می‌كنم و آن وقت قضاوت بسیار دشوار خواهد بود!»


اما آیا این قضاوت است؟ تو كه حرف طرف مقابل را نشنیده‌‌أی. تو سال‌هاست حرف اربابان كلیسا را شنیده‌‌ای _ آن‌ها خیلی پرگو و صریح‌اللهجه‌اند. همه‌ی انرژی جنسی آن‌ها شده لاطائلات‌گویی بر علیه مسائل جنسی _ خودت پای صحبت‌هایشان بوده‌‌ای. آن‌ها هرگز به غریزه‌ی جنسی تو فرصت نداده‌اند تا حرفش را بزند. نه، این درست نیست. تعصب چشمانت را بسته است. چرا؟ كسی چه می‌داند! چه بسا این همان كاری است كه نباید آن را كنار گذاشت. یك طرفه قضاوت نكن. تعصب را كنار بگذار. پذیرا باش. تنها چیزی كه می‌توانم بگویم این است كه گشوده و پذیرا باش. عمیقاً به مراقبه بپرداز. هنگام معاشقه بگذار كه مراقبه زمام امور را به دست بگیرد. مراقب باش! همه‌ی تعصب‌ها و پیشداوری‌هایی كه با آن بزرگ شده‌‌ای، فراموش كن _ همه‌ی آن شرطی شدن‌ها بر علیه مسائل جنسی فقط تو را هوایی‌تر می‌كند و بعد تو خیال می‌كنی كه مشكل تو امیال جنسی است. انرژی جنسی به خودی خود اشكال نیست. این ذهن ضد جنسی است كه انحراف جنسی را تا به این جا كشانده است.
بسیاری از طرفداران متعصب و ناآگاه و افراطی با نام مذهب، منبع انحراف جنسی بوده‌اند. واقعاً چه اتفاقی روی داده است؟ آن‌ها بودا را از بیرون زیر نظر داشته‌اند و بعد دیدند كه از امیال جنسی خبری نیست، این بود كه رسماً اعلام كردند كه میل جنسی باید از میان برداشته شود. تو فقط هنگامی می‌توانی بودا شوی كه این میل را در خود كشته باشی‌_ آن‌ها از این برداشت خود حرف و حدیث ساختند و آن را قانون كردند و این همانا سرنا زدن از دهانه‌ی گشاد آن بود. میل جنسی بودا ناپدید شد، چون او به منبع درونی خود دست یافته بود، نه بر عكس! این طور نبود كه او از امیال جنسی دست بردارد و بودا شود _ اول بودا شد و بعد آن امیال خود به خود محو شدند. اما مردم از بیرون می‌دیدند كه این میل در بودا مرده _ پس پیش خود چنین قضاوت كردند كه اگر می‌خواهی بودا شوی، میل جنسی را در خود خفه كن. بودا به پول علاقه‌‌ای نداشت و آن‌ها فكر كردند «اگر می‌خواهی بودا شوی، نسبت به پول بی‌اعتنا باش.»


اما همه‌ی این رویكردها سرتاپا اشتباه‌اند! این سوء تعبیر ناشی از عوضی گرفتن معلول به جای علت است. علت در درون بیداری است. او از وجود معنوی آگاه شد. وقتی این بیداری به شخص دست داد، او چنان در سعادت غوطه می‌خورد كه دیگر هیجانات و امیال جنسی برای او معنایی ندارد. در این حالت كیست كه لحظات كوتاه لذت‌جویی را از دیگران گدایی كند؟ كیست كه كاسه‌ی گدایی به دست بگیرد؟ كاسه‌ی گدایی پیش این و آن دراز كنی، كه چند لحظه‌یی را با كسی خوش باشی؟ و تو خوب می‌دانی كه هم تو گدایی و هم او، و هر دو دست گدایی پیش هم دراز كرده‌اید: «تو به من چند لحظه‌یی لذت ببخش و من هم به تو چند لحظه‌یی لذت می‌بخشم.» هر دو سائلید! و سائل را چه به بخشش؟ اما من نمی‌گویم كه اشكالی در آن هست. تا زمانی كه بیداری به سراغت نیامده و همه چیز به منوال سابق ادامه دارد، اشكالی وجود ندارد. فعلاً قضاوت نكن. قضاوت كردن اشكال كار است. فقط بیشتر گوش به زنگ باش، پذیرا باش، با انرژی‌هایت راحت‌تر تا كن. و گرنه به همان مشكلی كه سال‌هاست قدیسان مسیحی به آن گرفتار بوده‌اند، گرفتار می‌شوی.
شنیده‌ام كه جروم، قدیس بسیار مشهور مسیحی، چنان مخالف جسم بود كه هر روز بدنش را تازیانه می‌زد، به طوری كه خون از بدنش جاری بود، و هزاران نفر از مردم از دور و نزدیك می‌‌آمدند تا این ریاضت او را از نزدیك شاهد باشند. اما هر دو طرف بیمارند. جروم یك مازوخیست (خودآزار) است و مردمی كه به دورش جمع می‌شوند تا این پدیده را ببینند، سادیست (دیگر آزار) هستند. آن تماشاچی‌ها می‌خواهند دیگران را شكنجه كنند، آن‌ها میل شدیدی به شكنجه كردن دارند ولی خودشان از این كار عاجزند! و این مرد دارد این كار را به جای آن‌ها انجام می‌دهد؛ پس به تماشای این صحنه اكتفا كرده و از آن لذت می‌برند؛ این‌ها هر دو بیمارند.
جروم جسم را «جسم دنی» و انبار نجاست می‌خواند و به این طریق انزجارش را نسبت به جسم ابراز می‌كرد. مناظر دختران زیبا در غارش او را عذاب می‌دادند. او ازدواج را مجاز اعلام كرد، اما از روی ناچاری و با كراهت تمام‌_ چون تنها راه تولید دختران بكر و دست نخورده همین بود. دلیل ازدواج، تولید دختران باكره _ این بی‌عیب‌ترین موجودات روی زمین. بنابراین آمیزش جنسی بلایی واجب است، و گرنه چیزی جز گناه نیست.
مرد دیگری به نام كلمنت الكساندریا نوشته است كه: «باید تا آن جا كه ممكن است هر زنی را از زن بودنش شرمسار ساخت، چون زن دری به سوی جهنم است.»
همیشه این جور آدم‌ها مایه‌ی حیرت من هستند. اگر زن دروازه‌ی جهنم است، پس هیچ زنی نمی‌تواند به جهنم وارد شود. در نمی‌تواند كه وارد خودش شود! مرد می‌تواند از طریق زن به جهنم وارد شود. بسیار خوب، پس زن‌ها چی؟ حتماً جای آن‌ها در بهشت است! و تكلیف مردها چیست؟ اگر زن دروازه‌ی جهنم است، پس مردها چه گناهی دارند؟ چون همه‌ی این كتاب‌های مقدس را كه مردها نوشته‌اند و همه‌ی قدیسین مرد بوده‌اند.
در حقیقت زن‌ها هرگز به اندازه‌ی مردها عصبی و روان‌‌نژند نبوده‌اند: به همین دلیل هم كمتر به زنان قدیس برمی‌خورید. زن‌ها طبیعی‌تر بوده‌اند، خاكی‌تر بوده‌اند. آن‌ها به آن اندازه كه مردها حماقت خود را در طول تاریخ ثابت كرده‌اند، احمق نبوده‌اند. آن‌ها از ظرافت و وقار بیشتری برخوردارند، با موجودیت خودشان راحت‌تر كنار می‌آیند، بیشتر در زمین ریشه دارند و متمركزترند. از این رو، شما نمی‌توانید لنگه‌ی كلمنت الكساندریا را در میان زن‌ها پیدا كنید كه گفته باشد مردها دروازه جهنم‌اند!
البته چنین نیست كه زن عارف نداشته باشیم. نه، میرا، رابیا و لالا در كشمیر نمونه‌هایی از این دست زنان هستند. اما هرگز چنین حرف‌هایی بر زبان نرانده‌اند. بر عكس، میرا گفته است كه عشق دری به سوی خداست.
و قدیس دیگری به نام ارجن خود را اخته كرد. ‌ای جانی، ‌ای خودكش خود شكنجه‌گر! همه‌ی این سركوب‌ها بود كه مرض هولناكی را به جان دنیای مسیحیت انداخت. راهبه‌یی به نام ماتیلده ماگدبورگی احساس كرد دست‌های خداوند پستان‌هایش را نوازش می‌كنند. حالا چرا خدا تو را به دردسر بیندازد؟! مسلم است كه وقتی از مردها دوری می‌كنی، مجبوری به خیالبافی روی بیاوری و به رویاهایت رنگ و لعاب بدهی! راهبه‌یی دیگر به نام كریستین‌ابنر امر به او مشتبه شده بود كه از عیسی مسیح باردار است. راهبان بسیاری هم بودند كه در رویا با مریم باكره آمیزش داشتند و به خاطر همین سركوب دهشتناك، دیرها و صومعه‌ها مقر آمد و شد ارواح شیطانی شد. این شیاطین خبیث یا در قالب ساكوبی _ دختران زیبارویی كه به روی رختخواب «قدیس بعد از این‌ها» شیرجه می‌رفتند _ و یا در قالب اینكوبی _ مردان جذاب و دلربایی كه خواب را از چشم راهبه‌ها ربوده و یا مزاحم مراقبه‌ی آنان بودند _ در می‌آمدند. بیماری برخاسته در عالم مسیحیت باعث شد كه مردم به همه جور خیالبافی و رویاپردازی روی آورند و بسیاری از راهبه‌ها در دادگاه اقرار كنند كه شیطان در شب به سراغشان آمده و با آن‌‌ها عشق‌بازی كرده است. آن‌ها حتی به وضوح آلت جنسی او را نیز تشریح می‌كردند: آلتی دو شاخه! كه حتماً هر دو سوراخ را در آن واحد جواب‌گو باشد!
آسیب‌شناسی مشتی آدم بیمار، كه به نهایت روان‌نژندی رسیده‌اند! و آن راهبه‌ها، در دادگاه اعتراف كردند كه یكبار كه با اهریمن معاشقه كنید، دیگر هیچ مردی قادر نیست تو را ارضاء كند. از هم خوابی با او چنان انزالی به تو دست می‌دهد كه در آن كسی را یارای رقابت با او نیست. این چرندیات نه تنها در مسیحیت اتفاق افتاد، بلكه عالم‌گیر شد. اما مسیحیت تا حد نبوغ در آن پیش رفت.
خواهش می‌كنم با امیال جنسی به شكل بیمارگون مخالفت نكن، و گرنه به دام امیال جنسی بیشتر و شدیدتری كشیده می‌شوی. اگر بخواهی از دستش خلاص شوی، هیچ وقت از دست آن نفس راحت نخواهی كشید. بله، درجه‌یی از تعالی هست كه در آن میل جنسی ناپدید می‌شود، اما چنین نیست كه تو مخالف آن باشی. این كشش فقط هنگامی از بین می‌رود كه تو در وجودت مایه‌ی سرمستی و نشاط بهتری بیابی. اما پیش از آن هرگز. ابتدا باید سروكله‌ی جنس مرغوب‌تر پیدا شود تا جنس بنجل‌تر خود به خود از صحنه خارج گردد.
بگذار این قاعده‌ی اصلی زندگی تو باشد: هرگز مخالف پست‌تر نباش. همیشه به دنبال برتر باش. و لحظه‌یی كه برتر بر تو آشكار شد، ناگهان خواهی دید كه گرایش به پست‌تر خود به خود از میان خواهد رفت.
می‌پرسی: آیا واقعاً ممكن است با غرق شدن در امیال جنسی، آن را به كلی كنار گذاشت؟
من این را نمی‌گویم. حرف من این است كه اگر خود را در آن غرق كنی، می‌توانی آن را بفهمی، درك، آزادی است. درك، رهایی بخش است. من مخالف امیال جنسی نیستم، بنابراین برای كنار گذاشتن آن عجله نكن. اگر می‌خواهی آن را از خودت برانی، چه طور می‌توانی آن را بفهمی؟ و اگر آن را درك نكنی، هرگز ناپدید نخواهد شد! و وقتی ناپدید شود، این طور نیست كه این میل به كلی از وجودت پاك شود. چنین نیست كه تو موجودی غیر جنسی شوی. وقتی میل جنسی از بین رفت، در حقیقت تو نسبت به همیشه حساس‌تر می‌شوی، زیرا وجود تو همه‌ی انرژی را به خود جذب خواهد كرد.


یك بودا بسیار حساس‌تر از توست. وقتی او می‌بوید، با شدت و قوت بیشتری نسبت به تو می‌بوید. وقتی لمس می‌كند با تمامیت بیشتری لمس می‌كند. وقتی به گل‌ها می‌نگرد، آن‌ها را زیباتر از آن چه تو می‌توانی ببینی، می‌بیند _ زیرا كل انرژی جنسی او متمركز نیست؛ بلكه به سراسر بدنش انتشار یافته است. به همین دلیل هم بودا این قدر زیباست. آن وقار _ آن شكوه اسرارآمیز و فوق طبیعی _ از كجا می‌آید؟ این همان نیروی جنسی است كه تغییر شكل و حالت داده است. این نیلوفر همان لجنی است كه از آن بد می‌گفتی و آن را به باد نكوهش می‌گرفتی. بنابراین هرگز بر ضد امیال جنسی به شكل بیمارگون نباش، كه می‌تواند به نیلوفر آبی تو بدل شود. و وقتی نیروی جنسی واقعاً تغییر شكل داد، آن گاه درمی‌یابی كه این نیرو چه عطیه‌ی گران‌بهایی بود كه خداوند به تو ارزانی كرده بود. این همه‌ی زندگی توست، همه‌ی انرژی توست. چه در سطوح پایین‌تر، چه در سطوح بالاتر، این تنها انرژی‌یی است كه در اختیار داری. پس ضدیت را كنار بگذار، و گرنه سركوب‌گر خواهی شد و سركوبگر از درك كردن عاجز است. و كسی كه نتوانست درك كند، هرگز تغییر شكل نداده و دگرگون نخواهد شد. . . اوشو

منبع : اوشــــو در سرزمینی بنام ایران

نگاشته شده توسط: یک رائلی | 2 اوت, 2010

فرا زمينيان در قرآن

ملائكه = فرشتگان = فرا زمينيان

سوره ي فاطر – آيه ي 1: الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.
سپاس برای الله است پديدآورنده آسمانها و زمين. قرار داد فرشتگان را پیام آورنده صاحب بالهاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏ و افزاید در آفرينش هر چه خواهد همانا الله بر هر چيزى تواناست.

سوره ي آل عمران – آيه ي 124 : إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ.
آنگاه كه می گفتی به ایمان آورندگان آیا کافیتان نیست که یاری تان کند پروردگارتان به سه هزار تا از فرشتگان فرود آمده.

سوره ي آل عمران – آيه ي 125 : بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِينَ.
آرى اگر صبر كنيد و پرهيزگارى نماييد و بر شما در آیند به زودی اینک یاری تان می کند پروردگارتان با پنج هزار تا از فرشتگان نشاندار.

سوره ي انفال – آيه ي 9 : إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ.
زمانى که می طلبیدید پروردگارتان را پس پاسختان داد که من یاری تان خواهم کرد با هزار تا از فرشتگان در پی هم.

Older Posts »

دسته‌ها